خوش آمدید امیدوارم از این وب لذت ببرید
پایان تاریکی ENDE DES DUNKELHEIT کاری نو IRAN IST KEIN SICHERES LAND

بیانیه رادیو ندای مقاومت

Es sind sechs Monate seit der Gründung des Radio ``Stimme des Widerstands`` vergangen.Das Radio ``Stimme des Widerstands `` wird von der Demokratischen Vereinigung für Flüchlinge durchgeführt. Das Radio ``Stimme des Widerstands`` ist eine Plattform, um Zensur und Meinungsäusserungs verbot zu brechen, den Kampf der Arbeiter und Arbeitslosen, der Entbehrenden und Frauen, der Völker, Religions- und ethnischen Minderheiten und der Jungen und Intellektuellen des Irans, welchefür Freiheit und Gleichheit kämpfen, in der Welt zu verbreiten. Diese sechs Monate waren für das Exekutivkommittee des Radios sehr erfolgreich. Es ist das erste iranischsprachige Radio, das Nachrichten zu den Menschenrechtsverletzungen im Iran dem Schweizer Volk in deutschten Sprache übermittelt. Aufgrund der sechsmonatigen erflgreichen Arbeit beim Radio ``Stimme des Widerstands``, gratulieren wir dem Exekutivkommittee des Radios und wünschen ihnen weiterhin viel Erfolg. Die Mitglieder, die mit grosser Mühe während sechs Monaten die Stimme der das Recht fordernden Iraner weltweit verbreitet, sind: die Frauen Sahar Abdullahi,Naghmeh Jazdany, Nahid Zamanpour und Herren Arash Farajollah, Reza Ellyoun, Siavash Payab, und Mehdi Rezaei Tazik. شش ماه از تاسیس رادیو ندای مقاومت میگذرد. رادیوئی که متعلق به کانون دمکراتیک پناهندگان است. رادیوئی با تریبونی آزاد برای در هم شکستن دیوار سانسور و اختناق و برای انعکاس طنین مبارزات کارگران و مزدبگیران بیکاران محرومان زنان ملیتها اقلیتهای قومی و مذهبی جوانان و روشنفنران ایران که برای آزادی و برابری پیکار میکنند. شش ماه کوشش و تلاش موفقیت برای شورای اجرائی رادیو را بهمراه داشت. نخستین رادیوی فارسی زبان که بخشی از اخبارنقض حقوق بشری در ایران را به زبان آلمانی به اطلاع شهروندان سوئیسی میرساند. سپری شدن شش ماه از فعالیت موفق رادیو ندای مقاومت را به اعضای شورای اجرائی رادیو تبریک می گوئیم و موفقیت روز افزون برای آنان آرزومندیم. شورای اجرائی رادیو که شش ماه با تلاش فراوان توانست صدای حق طلبانه مردم ایران را به گوش جهانیان برساند عبارتند از خانمها. نغمه یزدانی . سحر عبداللهی . ناهید زمانپور آقایان. آرش فرج الله . رضا علیون . سیاوش پیاب . مهدی رضائی


۱۳۸۸ فروردین ۹, یکشنبه

وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه به قتل رسید


یکشنبه، 9 فروردین ماه 1388 برابر با 2009 Sunday 29 March
شواهد بدست آمده نشان می دهد امیدرضا میرصیافی، وبلاگ نویس ایرانی زیر شکنجه دژخیمان رژیم در زندان اوین به قتل رسیده است. سازمان گزارشگران بدون مرز خواهان مجازات عاملان قتل این زندانى سياسى شده است.
معصومه میرصیافی: برای ما هم طبق گفته های کلانتری، زندان و بیمارستان، هر سه تناقض وجود دارد. و هیچکدام از مطالبی که گفته شده، همخوانی ندارد و این تناقض در مطالب باعث شده که ما به هر حال به موضوع پی ببریم.
امیرپرویز میرصیافی: ما صبح فردایی که خبردار شدیم، رفتیم برای شناسایی جسد، من خودم جسد را دیدم، گوش سمت چپ خونریزی شدید داشت، بینی اش پر از لخته های خون بود، صورتش کبود بود، پشت کتف ها کبود بود و پشت کمر، و ظاهرا قسمت پشت گوش آن قسمت، جمجمه شکستگی هم داشته، طوری که آن ملافه ای که جسد را پیچیده بودند کاملا خونی شده بود قسمت زیر سر. بعد آنجا جسد را به ما تحویل دادند فرستادیم پزشکی قانونی کهریزک، چهار ساعت طول کشید، ظاهرا کالبد شکافی انجام شد به ما توضیح خاصی ندادند. یک فرمی به ما داده شد که داخلش توضیحاتی خواسته بودند از سوابق بیماری امید که ما همه را رد کردیم ، ایشان نه بیمار بود نه معتاد بود و نه هیچی. بعدش یک قسمتی نوشته بود که آیا شما شکایتی دارید؟ من هم نوشتم که بله. البته افرادی آنجا بودند می گفتند که اگر بنویسید شکایت دارید جسد را ممکن است تحویل تان ندهند. من هم آنجا گفتم که اصلا جسد را نمیخواهم تحویل بدهند و جسد امید به چه درد من می خورد؟ من نوشتم ما شکایت داریم، مسئولین زندان اوین مقصر هستند این قتل مشکوک است و باید پیگیری شود و امضا کردم. بعد از چهار ساعت جسد را برای تدفین به ما تحویل دادند موقعی هم که داشتند پیکر پاکش را شستشو می دادند هنوز گوشش داشت خونریزی می کرد. در حالی که اینها به ما گفته بودند که ایشان قرص خورده، فشارش افت کرده و فوت کرده در حالی که کسی که فشارش افت کنه، پدر من سی سال بهیار بیمارستان سینا بوده، چنین چیزی نمی تواند صحت داشته باشد و ایشان قطعا کتک خورده، این را مطمئن هستم، ما فقط یکی از اقوام مان توانست موقعی که جسد را شناسایی میکردیم یک تصویری از سمت راست صورت بگیرد که ای کاش از سمت چپ گرفته بود. وقتی که جسد را در واقع تحویل دادند گفتند که ما گزارش پزشکی قانونی را بعدا اعلام می کنیم که ما از کسانی که قبلا چنین حوادث مشابهی برایشان پیش آمده بود پرسیدیم گفتند ممکن است دو تا سه ماه اینها طولش بدهند، و یک چیزی را هم من بگویم، ما هیچ امیدی به گزارش واقعی پزشکی قانونی نداریم، قطعا آنها هم تحت فشار خواهند بود و چیزی جز آنکه حکومت خواهد خواست نخواهند نوشت، قطعا آنها چیزی را می نویسند که به مذاق حکومت خوش بیاد، ولی من ایمان دارم که امید کتک خورده بود و بنده خدا آدم نحیفی هم بود، خیلی ظریف بود این بشر، و می دانم که زیر کتک حالش بد شده و رسیدگی نشده و ایشان در گذشته.

۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

دانشجویان دربند بر اثر شکنجه قادر به تکلم نیستند


پنجشنبه، 6 فروردین ماه 1388 برابر با 2009 Thursday 26 March
تعدادی از دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر با تماس تلفنی با خانواده هایشان از ادامه بازجویی ها و فشارهای غیرانسانی خبر دادند. طی روزهای اخیر در حالی ۳ نفر از دانشجویان با خانواده های خود تماس گرفتند که به گفته خانواده های آنان، این دانشجویان به هنگام صحبت کردن دچار مشکل بوده و از فشارهای بسیار زیاد بر خود همراه با آزار و اذیت، ابراز ناراحتی می کردند.
به گفته دانشجویان از آنجائیکه هر ۹ دانشجوی بازداشت شده پلی تکنیک در سلول های انفرادی به سر می برند، تنها بازجویان بر آنها نظارت داشته و به برخی از آنها اجازه تماس تلفنی می دهند. همچین یکی از دانشجویان از ادامه بازجویی ها به روش های غیرانسانی همراه با آزار جسمی و روحی خبر داد. وی گفته است در تمامی روزهای گذشته علیرغم تعطیلات بازجویی ها ادامه داشته است.
این در حالی است که از وضعیت تعدادی از دانشجویان همچون عباس حکیم زاده و مهدی مشایخی که پس از اعتراضات صورت گرفته به دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند، هیچ گونه اطلاعی در دسترس نیست. در حالی که یک ماه از بازداشت حکیم زاده، مشایخی، مصطفوی و قصابان می گذرد، عباس حکیم زاده هیچ گونه تماسی نداشته است و از وضعیت وی هیچ اطلاعی در دسترس نیست.
همچین مهدی مشایخی که به وی اجازه داده شده بود در روزهای اول بازداشت، با خانواده خود تماس بگیرد و وضعیت خود را اعلام کند، پس از آن هیچ گونه تماسی نداشته و وضعیت سلامتی وی نیز در ابهام است.
احمد قصابان نیز طی روزهای گذشته برای اولین بار با خانواده خود تماس گرفته و علیرغم ابراز ناراحتی و مشکل وی در صحبت کردن، گفته است که از وی خواسته شده است تا بگوید حالش خوب است.
از دانشجویان بازداشت شده در مراسم مهندس بازرگان نیز وضعیت سلامت حسین ترکاشوند و مجید توکلی در ابهام می باشد. این دانشجویان در ۱۷ بهمن ماه در مقابل حسینیه ارشاد به همراه اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بازداشت شدند. در حالیکه مقدمات آزادی آنان فراهم شده بود، پس از اعتراضات به دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر، از آزادی این دانشجویان نیز ممانعت به عمل آمده و پرونده سازی جدیدی برای آنان صورت گرفته است.
حسین ترکاشوند تاکنون هیچ گونه تماسی با خانواده خود نداشته است. مجید توکلی نیز در ۲ روز مانده به عید و هنگامی که خانواده اش برای ملاقات از شیراز به تهران آمده بودند، با آنها تماس گرفته و از آنها خواسته بود که از مقابل زندان اوین بروند. برادر مجید توکلی در مورد تماس وی گفته بود: “تماس‏های‏شان خیلی عجیب بود. همین‏که تماس می‏گرفتند، به جای سلام علیک، می‏گفتند: «بروید خانه، ما ملاقات نداریم».”
برادر مجید توکلی در این زمینه گفت: «بچه‏ها که تماس گرفته بودند، خیلی با ترس و لرز صحبت می‏کردند و خیلی اضطراب داشتند. دادستان کنار دست آن‏ها ایستاده بوده و به آن‏ها می‏گفته: «مگر ما نگفتیم، به خانواده‏های‏تان بگویید که حالتان خوب است». از دانشجویان می‏خواست که عین این جمله را به خانواده‏های‏شان بگویند.»
همچنین از وضعیت یاسر ترکمن که در روز ۱۹ اسفندماه در مقابل دانشگاه امیرکبیر توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد، هیچ گونه اطلاعی در دسترس نیست.

۱۳۸۸ فروردین ۵, چهارشنبه

پیکر شکنجه شده زندانی را در بیابان رها کردند

چهارشنبه، 5 فروردین ماه 1388 برابر با 2009 Wednesday 25 March

پیکر یک زندانی کرد که اواخر اسفندماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود، در اطراف شهرستان مهاباد پیدا شد.

علی بادوزاده، 35 ساله اهل شهرستان مهاباد که به اتهام هم‌کاری با احزاب کرد و به عنوان مطلع در مورد فعالیت‌های برادرزاده‌اش و تعدادی دیگر که از 2 ماه پیش با احزاب کرد هم‌کاری می‌کردند، در روز 28 اسفند توسط ماموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده بود.

صبح امروز، پنجم اسفندماه، پس از 8 روز پیکر بی‌جان وی که آثار ضرب و شتم بر آن مشاهده می‌شد، در اطراف شهرستان مهاباد پیدا شد.

علی بادوزاده برادر جهانگیر بادوزاده است که هم‌اکنون در زندان مرکزی ارومیه به سر می‌برد.

****

چندی پیش نیز اعضای سپاه پاسداران پیکر شکنجه شده یک نوجوان کرد به نام "بهزاد گل محمدی" را در نزدیکی مرز ترکیه در میان برف رها کردند.

فعالان کرد گفتند بهزاد گل محمدی فقط 16 سال سن داشت و پس از شکنجه های زیاد تیرباران شده است.

عموی بهزاد گفت هنگامی که‌ جنازه‌ برادرزاده‌ام را دیدم، به‌ حالی افتاده‌ بود که‌ اصلآ قیافه‌اش قابل تشخیص نبود. او را بر زمین کشیده‌ و دست و پاهایش را شکسته‌ بودند. بعد از شکنجه‌، با شلیک گلوله‌ او را کشتند.


۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

عفو بین الملل: اعدامها را متوقف کنید

سه شنبه، 4 فروردین ماه 1388 برابر با 2009 Tuesday 24 March
سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای از کشورهايی که هنوز مجازات اعدام را اعمال می کنند خواسته است احکام مرگ را متوقف کرده و مجازات اعدام را در اين کشورها لغو کنند.
عفو بین الملل اعلام کرد جمهوری اسلامی در سال گذشته میلادی دستکم 346 نفر را اعدام کرده و از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان بعد از چین در رتبه دوم قرار گرفته است.
عفو بین الملل در گزارش خود همچنین جمهوری اسلامی را به اعدام کودکان متهم کرده است.
عفو بين الملل از کشورهای چین و بلاروس نیز خواسته از اجرای احکام اعدام خودداری کنند.
بلاروس آخرين کشور اروپايی و جمهوری سابق شوروی است که هنوز مجازات اعدام را اجرا می کند.

۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

احضار یک وبلاگ نویس به دادگاه انقلاب


سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March
علی کلایی، وبلاگ نویس و فعال سیاسی، به دنبال احضاریه ای که امروز به دستش رسیده است، می بایست رو ز 20 اردیبهشت ماه جهت رسیدگی به اتهاماتش در شعبه 10 دادگاه انقلاب حاضر شود.
کلایی از جمله افرادی بود، که سال گذشته در جریان بازداشت های گسترده دانشجویی در آذرماه، در تجمع دانشجویی در دانشگاه تهران بازداشت و به مدت 57 روز در بازداشتگاه 209 زندان اوین به سر برد.
وی سپس با قرار وثیقه 80 میلیونی از زندان اوین آزاد شد.
لازم به یادآوری است در آذرماه سال گذشته و پس از اعلام تجمع دانشجویان چپ در روز 13 آذرماه، نیروهای امنیتی در چند نوبت، بیش از 40 دانشجوی این طیف را در تهران و شهرستان ها بازداشت نمودند.
گفتنی است، چندی پیش نیز روزنامه کیهان، با نوشتن مطلبی علیه علی کلایی ، وی را متهم به ارتباط با برخی گروههای مخالف نظام کرد.

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

حكم تزریق اسید به چشمان جوان 25 ساله اجرا می شود


چهارشنبه، 21 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 11 March
حكم قصاص مشابه جواني كه متهم است با پاشيدن اسيد به صورت يك دختر جوان باعث كور شدن وي شده است براي اجرا به قاضي واحد اجراي احكام رسيد. جابري قاضي واحد اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران گفت اين حكم از سوي ديوان عالي تأييد شده و براي اجرا به واحد اجراي احكام رسيده است.
قرار است دژخیمان رژیم به چشمان این جوان اسید تزریق کنند.
گزارش قبلی: حکم دادگاه رژیم؛ تزریق اسید به چشم محکومچهارشنبه، 16 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 04 February
دیوانعالی جمهوری اسلامی در یک اقدام ضدانسانی حكم تزریق اسید به چشمان مردی را در تهران تائید كرد. این مرد متهم است که به صورت زنی جوان اسید پاشیده است.
روزنامه حكومتی قدس در شماره روز سه شنبه خود نوشت با تائید قضات شعبه 33 دیوان عالی کشور، مجید كه 25 سال سن دارد، بزودى براى همیشه به تاریکی مطلق فرو خواهد رفت.

۱۳۸۷ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

اعدام شش نفر در زاهدان، اصفهان و ارومیه



سه شنبه، 20 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 10 March
رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی شش تن دیگر را در شهرهای زاهدان، اصفهان و ارومیه اعدام کرد.
روز دوشنبه دستگاه قضايی رژیم چهار بلوچ سنی را به اتهام محاربه در زندان زاهدان بدار آویخت.
یكی زندانی دیگر نیز بنام مصطفی. م 34 ساله كه از اهالی روستاهای اصفهان بود، اعدام شد.
فعالان حقوق بشر نیز از حلق آویز یک زندانی دیگر بنام حامد محمد زاده در زندان ارومیه خبر دادند.
این زندانی که اهل میاندوآب بود سحرگاه سه شنبه در زندان مرکزی ارومیه بعد از چندین سال حبس اعدام شد.
همچنین بنابه خبر دیگری دستگاه قضائی رژیم حكم اعدام یک زندانی 33 ساله را در استان فارس صادر كرده است. این زندانی نیما نام دارد.
تنها طی 10 روز بیش از 20 نفر در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند و حکم اعدام نزدیک به 35 تن دیگر نیز صادر شده است.

۱۳۸۷ اسفند ۱۹, دوشنبه

قتل یک جوان مریوانی به دست نیروهای انتظامی


دوشنبه، 19 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Monday 09 March
یک جوان مریوانی به نام هیوا کریمی توسط نیروهای انتظامی در یکی از روستاهای شهرستان مریوان به نام کانی سانان با شلیک گلوله به قتل رسید.
قابل گفتن است که به دنبال اعتصابات عمومی در شهرستان مریوان هنوز خشونتهای حاکم بر کولبرها و مردم مرزنشین مریوان برقرار است و نیروهای انتظامی دست به کشتار اسبهایی که مردم مرزنشین برای باربری استفاده می کنند، زده و امروز 15 اسب را کشته و تعداد اسبهای کشته شده در طول این هفته به 57 اسب رسیده است.

۱۳۸۷ اسفند ۱۴, چهارشنبه

حكم اعدام دستکم هشت نفر در ایران صادر شد

چهارشنبه، 14 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 04 March
دستگاه قضائیه جمهوری اسلامی حكم اعدام دستکم هشت نفر را در خراسان، اصفهان و شیراز صادر كرد.
روزنامه قدس نوشت چهار جوان به اعدام محكوم شدند. رای صادره پس از تائید دیوانعالی جمهوری اسلامی و ریاست قوه قضاییه به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.
روزنامه اعتماد نیز در مورد حكم اعدام یک زندانی در اصفهان نوشت این زندانی "سعید" نام دارد و اتهام وی مفسد فی الارض و محارب اعلام شده است.
دیوانعالی جمهوری اسلامی همچنین حکم اعدام سه تن را در شیراز به اتهام دست داشتن در انفجاری که سال گذشته در این شهر روی داد، تائید کرد.

۱۳۸۷ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

اعدام دو نفر در زاهدان به اتهام محاربه

سه شنبه، 13 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 03 March
دو تن از اعضاي گروه عبدالمالك ريگي در زاهدان امروز در زندان اعدام شدند. مسوول روابط عمومي دادگستري استان سيستان و بلوچستان گفت: در راستاي مبارزه با بي‌امنيتي در استان محكوميت صلاح‌الدين سيدي و خليل‌الله زارعي به اتهام محاربه و فساد في‌الارض از طريق هواداري, عضويت و تلاش موثر مالي و نظامي در بحث پيشبرد اهداف گروه عبدالمالك ريگي با هدف مقابله با حكومت جمهوري اسلامي به اعدام محكوم كه حكم صادره پس از تاييد از سوي مراجع عالي قضايي امروز در زندان زاهدان اجرا شد.

۱۳۸۷ اسفند ۷, چهارشنبه

نوجوان 16 ساله را پس از شکنجه در سرما رها کردند





چهارشنبه، 7 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 25 February
نیروهای سپاه پاسداران در منطقه مرزی سلماس یک نوجوان 16 ساله کرد را پس از دستگیری و شکنجه و قتل در میان برف و سرما رها کردند. هفته گذشته نیروهای سپاه پاسداران در روستای دشیوان از توابع سلماس، نوجوان 16ساله ای به نام "بهزاد گل محمدی" را در نقطه صفر مرزی با ترکیه دستگیر و مورد شکنجه قرار دادند.
این شهروند کرد بر اثر آسیب های وارده جان خود را از دست داد. نیروهای نظامی با رها کردن جسد وی در خاک ترکیه منطقه را ترک کردند.
خانواده این نوجوان برای تحویل گرفتن جسد وی به ترکیه عزیمت کرده که تا کنون موفق به این مهم نشدند.

۱۳۸۷ اسفند ۶, سه‌شنبه

دستگیری دهها دانشجو، وضعیت متشنج دانشگاه امیرکبیر


دوشنبه، 5 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Monday 23 February
بر اساس آخرین گزارش ها، دانشجویانی که برای پیگیری وضعیت دوستان ربوده شده خود به کلانتری ۱۰۷ فلسطین مراجعه کرده اند، پس از پیگیری بسیار و پاسخ ندادن های ماموران کلانتری، در نهایت یکی از مامورین به دانشجویان که به دنبال یکی از هم خوابگاهی های دختر خود بودند، گفت: “تا این لحظه ۷۰ نفر را بازداشت کرده ایم که ۳۰ تن آنها دختر هستند”.
ماموران کلانتیری حتی حاضر نشده اند نام دختر دانشجوی مورد نظر را در بین اسامی دختران بازداشت شده جستجو کنند.
با ادامه یافتن این وضعیت تمامی دانشجویان دانشگاه در اضطراب و نگرانی به سر می برند و وضعیت خوابگاههای دانشگاه امیرکبیر متشنج است.
همچنین با توجه به فضای حاکم بر دانشگاه و در صورت ادامه یافتن بازداشت ها احتمال متشنج بودن دانشگاه و خوابگاه ها در روزهای آتی و در هفته آینده وجود دارد.
****
وضعیت بحرانی: دانشجویان در دانشگاه محبوس شده اند
گزارش قبلی: با انجام مراسم دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر که اعتراض دانشجویان و مفتضح شدن آن باعث خشم نیروهای امنیتی شده است، علیرغم اینکه این مراسم از ساعت پیش پایان یافته است، دانشگاه همچنان در محاصره نیروهای امنیتی است و تاکنون بیش از ۲۵ دانشجو بازداشت شده اند.
نیروهای امنیتی و انتظامی با مستقر کردن مینی بوس ها و ون های خود در دربهای دانشگاه و بازداشت دسته جمعی فعالین و سایر دانشجویان دانشگاه اقدامه بی سابقه ای را در هجمه آشکار و گسترده به دانشجویان آغاز کرده اند. نیروهای امنیتی ضمن ضرب و شتم دانشجویان خارج شده از درب های دانشگاه آنها را به درون ماشین منتقل می کردند و با پر شدن هر ماشین ماشین بعدی را مستقر می کردند.
عده ای از دانشجویان دانشگاه نیز که شاهد دستگیری وحشیانه و دور از ذهن دوستان خود بودند به درون دانشگاه پناه برده اند تا شاید از گزند نیروهای امنیتی اطراف دانشگاه در امان بمانند. این دانشجویان هنوز در دانشگاه بسر می برند و وضعیت نگران کننده ای را می گذارند.
همچنین تعدادی از دانشجویان که توسط انصار و نیروهای امنیتی حاضر در مراسم تدفین به طور وحشیانه ای مورد حمله قرار گرفته اند به بیمارستان منتقل شده اند و حال چند تن از آنها وخیم گزارش شده است. ضربات چاقو، پنجه بوکس و مشت بر بدنشان هویداست. حداقل ۷ تن از دانشجویان بدین روال در بیمارستان بستری می باشند.

۱۳۸۷ اسفند ۲, جمعه

فيلم؛ اعدام وحشيانه محکومين به روش پرتاب از بلندی

آدينه، 2 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Friday 20 February

۱۳۸۷ اسفند ۱, پنجشنبه

دو فعال زن در سنندج شلاق خوردند


پنجشنبه، 1 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Thursday 19 February
احکام 70 ضربه و 15 ضربه شلاق براي سوسن رازاني و شيوا خيرآبادي دو فعال زن کارگري، که در روز 11 ‏خرداد87، در مراسم بزرگداشت روز جهاني کارگر در شهر سنندج دستگير شده بودند، روز گذشته 30 بهمن 87 در شهر ‏سنندج به اجرا درآمد. ‏
شعبه 101 دادگاه جزايي سنندج سوسن رازاني را به تحمل 9 ماه زندان تعليقي به مدت سه سال و 70 ضربه شلاق و شيوا ‏خيرآبادي را به تحمل چهارماه زندان تعليقي به مدت سه سال و 40 ضربه شلاق محکوم کرده بود که حکم سوسن رازاني ‏بعد از تجديدنظرخواهي تغييري نکرد و حکم شلاق شيوا خيرآبادي ، پس از تجديد نظرخواهي به15 ضربه رسيد، و نهايتا ‏هر دو حکم روز 27 بهمن ماه به آنها ابلاغ و در زندان سنندج به اجرا درآمد. ‏
همچنين دو فعال کارگري مرد اين پرونده به نامهاي عبدالله خاني و سيد غالب حسيني به ترتيب به نود و يک روز زندان ‏تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق و همچنين شش ماه حبس تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق محکوم شده اند.‏
به گفته يکي از فعالان مدني سنندج در حالي که اين دو زن در زندان سنندج شلاق مي خوردند، عده اي ديگر از فعالان ‏کارگري و اجتماعي در بيرون از زندان با گل و شيريني در انتظار آنها به سر مي بردند. ‏
شوراي عمومي کنگره اتحاديه هاي کارگري انگلستان که 6.5 ميليون نفر از اعضاي اتحاديه هاي کارگري را نمايندگي مي ‏کند، پيش از اين طي بيانيه اي از دولتمردان ايران خواسته بود که از اجراي احکام زندان و شلاق براي اين فعالان ‏جلوگيري کند. در اين بيانيه، اين شورا نگراني و انزجار خود را از محکوميت فعالان کارگري به تحمل ضربه هاي شلاق و ‏زندان ابراز داشته و نوشته بود: صدور اين حکم در مورد هر فردي که با اعمال حقوق اساسي بشر در فعاليت هاي مشروع ‏اتحاديه اي شرکت مي کند، انزجار آور است. شلاق زدن بيانگر مجازاتي خوار کننده و ظالمانه است و نقض حقوق بين ‏المللي محسوب مي شود. ‏
سال گذشته نيز احکام شلاق براي چهار نفر از فعالان کارگري در کردستان به اجرا درآمده بود که با اعتراض فعالان حقوق ‏بشر در داخل و خارج ايران همراه بود. ‏

فيلم؛ اعدام علنی پنج نفر در گرگان

پنجشنبه، 1 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Thursday 19 February

۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

تایید حکم اعدام یک فعال دانشجويی

چهارشنبه، 30 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 18 February
دادگاه رسیدگی به اتهامات حبیب الله لطیفی به‌ صورت غیر علنی و پس از گذشت ۸ ماه از بازداشت وی، در در دهم تیرماه ۱۳۷۸ در دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردید واین دادگاه وی را به اعدام محکوم کرد. دادگاه تجدید نظر روز سه شنبه ۲۹بهمن تایید حکم اعدام را به وکیل ایشان نعمت احمدی ابلاغ نمود.
گفتنی‌ست حبیب الله لطیفی فعال سنندجی و دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام آبان ماه سال گذشته در سنندج بازداشت شد. بنا بر گزارش‌های منتشره و تائید خانواده وی در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات شهر سنندج مورد شکنجه قرار گرفته است.
اتهام این فعال کُرد محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کردستان عنوان شده است.

۱۳۸۷ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

دست کم ‏350 اعدام در سال 2008‏ در ایران


سه شنبه، 29 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 February
سايت حقوق بشر ايران آمار اعدام شدگان سال 2008 در ايران را حدود 350 نفر اعلام کرد. اين آمار به گفته سخنگوي اين ‏سايت، بر اساس آمار منتشر شده در رسانه هاي رسمي ايران استخراج شده است. ‏
اين گزارش به اعدام‎ ‎هاي انجام شده از تاريخ يکم ژانويه 2008 تا 31دسامبر 2008 نظارت دارد و مي نويسد : اين آمار به ‏هيچ وجه تصوير دقيقي از اعدامهاي ايران ارائه نمي دهد زيرا به گفته يک مقام رسمي حکومتي در ايران، برخي از ‏اعدامها در ايران هرگز در رسانه ها انتشار نمي يابد. اين مقام رسمي در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي در ‏مورد اعدام يک جاسوس گفت : ما معمولا جاسوسها را اعدام نمي کنيم و اگر هم اعدام کنيم، آن را اعلام نمي کنيم. اين امر ‏نشان دهنده اين است که همواره آمارهاي اعلام شده در منابع رسمي ايران، از آمار واقعي آن کمتر است.‏
‏ منابع آماري 282 مورد از آمار گزارش شده اين تحقيق، اخبار و گزارشهاي منتشر شده در مطبوعات و سايتهاي خبري ‏رسمي ايران است و 70 مورد از اين 350 اعدام گزارش شده، مربوط به گزارشهايي است که به گفته سايت حقوق بشر ‏ايران، گرچه منابع موثق آن را تاييد کرده اند اما برخي از آنها در رسانه ها انعکاس نداشته و از اين رو همچنان در دست ‏بررسي است. ‏
به نوشته اين تحقيق آماري استان تهران با 95 اعدام، بيشترين آمار را در بين استانهاي ايران داراست. پس از آن زاهدان با ‏‏32 اعدام، اصفهان با 23 مورد، قم با 19 مورد و مشهد با 12 مورد، بيشترين رقم اعداميان را داشته اند و بقيه استانها و ‏شهرستانهاي ايران رقمهاي کمتر از ده مورد را داشته اند. ‏
در اتهام هاي منجر به اعدام، طبق آمار موضوعي ( محکوميت بر اساس اتهام)، قتل، قاچاق موارد مخدر و تجاوز بيشترين ‏اتهام ها بوده اند اما همچنين مواردي همچون محاربه، فساد اقتصادي، جاسوسي و اراذل و اوباش نيز در آمار اعدام شدگان ‏به عنوان جرايم ايشان ذکر شده است. ‏
در 282 موردي که منبع آماري آنها مطبوعات و خبرگزاري هاي ايران بوده اند، نام چهار زن به چشم مي خورد که همگي ‏در زندان اوين به دار آويخته شدند.‏
در اعدام نوجوانان نيز نام هفت نفر ديده مي شود که در شهرهاي اصفهان، شيراز، سنندج و بوشهر به دار آويخته شدند. ‏
اين سايت که در معرفي خود نوشته است که تلاش مي کند تا اخبار و اطلاعات حقوق بشري ايران را به نقل از منابع رسمي ‏و موثق داخل ايران گزارش کند، همچنين به شيوه اعدامها نيز توجه کرده است. بر اين اساس، 20 مورد از اعدام هاي ‏گزارش شده، در ملا عام، دو مورد سنگسار ( از سه مجازات سنگسار در مشهد دو مورد منجر به مرگ شد و يک مورد ‏نجات يافت) و يک مورد در زندان اصفهان ابتدا تير باران و بعد به دار آويخته شد. ‏
آخرين آمار اعلام شده در مورد اعدام هاي ساليانه در ايران توسط سازمان عفو بين الملل اعلام شد که مربوط به سال 2007 ‏بود و شامل 317 مورد مي شد. اين سازمان هنوز آمار سالانه اعدام (2008) را اعلام نکرده است.

۱۳۸۷ بهمن ۲۴, پنجشنبه

انفجار شیراز؛ حكم اعدام برای سه نفر


پنجشنبه، 24 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 Thursday 12 February
سخنگوی قوه قضائيه گفت حكم اعدام سه نفر از عاملان انفجار رهپويان وصال شيراز صادر شد.
عليرضا جمشيدي گفت از ابتداي شروع این پرونده تاكنون 15 نفر دستگير شده‌اند كه هفت نفر از آنان جزو عوامل اصلي بوده‌اند كه تاكنون حكم اعدام سه نفر از آنان در ملأ عام اعلام شده و در مراحل قضايي است.

۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

فیلم؛ شلاق و سنگسار در جمهوری اسلامی

چهارشنبه، 23 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 11 February

۱۳۸۷ بهمن ۲۱, دوشنبه

وضعيت نگران کننده دو دانشجوی بازداشتی دانشگاه شيراز

دوشنبه، 21 بهمن ماه 1387 برابر با 2009 Monday 09 February
وضعيت خطرناک ميرحسيني پس از گذشت دو روز از اعتصاب غذا و ممنوع الملاقات شدن جليلوند ديگر دانشجوي بازداشتي دانشگاه شيراز
گزارش دریافتی: با گذشت 6 روز از بازداشت اسماعيل جليلوند، دانشجوي بازداشتي دانشگاه شيراز، هيچ خبري از وضعيت او در دست نيست و علي رغم صدور قرار كفالت براي او، مسئولان اداره اطلاعات شيراز بنا به دلايل نا معلومي از آزادي نامبرده امتناع مي كنند.
امروز، دوشنبه كه فعالين دانشجويي دانشگاه شيراز طبق اعلام قاضي پرونده به انتظار آزادي اسماعيل جليلوند بودند و حتي كفيل او نيز به دادگاه انقلاب شهر شيراز مراجعه كرده بود با كمال تعجب قاضي پرونده از پذيرفتن كفيل و همسر وي اجتناب كرده و حاضر به پاسخ گويي در خصوص وضعيت پرونده نامبرده نشد و دادستان دادگاه انقلاب نيز جهت پاسخگويي در دادگاه حضور نداشت.
ضمنا همسر اسماعيل جليلوند كه چند روز قبل قرار ملاقات با او را از قاضي دريافت كرده بود امروز براي بار دوم به بازداشتگاه اداره اطلاعات شيراز مراجعه كرد اما اعلام شد كه جليلوند ممنوع الملاقات شده است و حتي تلاش قاضي پرونده جهت ملاقات همسر جليلوند با او نيز به جايي نرسيد و طي يك روند غير قانوني و خودسرانه مسئولان اداره اطلاعات شيراز مانع انجام ملاقات شدند.
با توجه به اين مسائل احتمال اينكه جليلوند تحت شكنجه هاي روحي رواني و جسمي قرار داشته باشد و در وضعيت نامطلوب و خطرناكي قرار داشته باشد فراوان است.
همچنين با گذشت 5 روز از بازداشت يونس ميرحسيني ديگر دانشجوي بازداشت شده دانشگاه شيراز از وضعيت او و روند پي گيري پرونده و قاضي پرونده هيچ اطلاعي در دست نيست. با توجه به اينكه ميرحسيني پيش از بازداشت اعلام كرده بود كه 72 ساعت پس از بازداشت دست به اعتصاب غذاي نامحدود خواهد زد و نظر به اينكه او از بيماري كوليت (زخم روده ي بزرگ) رنج مي برد نگرانيها نسبت به وضعيت جسماني ميرحسيني روزبه روز افزايش مي يابد.
لازم به يادآوري است كه جليلوند و ميرحسيني به ترتيب در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه با يورش ماموران امنيتي به منزل شخصيشان با ضرب و شتم بازداشت شدند و وسايل شخصي آنان همچون كتابها ، دستنوشته ها و كامپيوتر آنان مصادره گرديد.

مقالات

منفورین خونخوار


دوست داشتم با سلامی گرم آغازگرکلماتی زنده وبا طراوت باشم ولی متاسفانه جای آن طراوت و شادابی را درد و غم فرا گرفته ولی با وجود تمامی دردها باز هم سلام...
البته سلامی که از میان هزاران آه و سوز از میان هزا ران غم نهفته که هربار با یاداوریش اشک از چشمان و سوز از دل هر انسان آزاده خواهی بیرون میبرد
همینطور که گشت و گذاری در مقالات و رسانها میزدم با ناباوری تمام و با چشمانی حیرت زده متونی را مرور کردم که برای لحظه ای احساس کردم دیگر نفسم در سینه حبس شده و راه گریزی برای خود بجز قطرهای اشک پیدا نمیکند هرچند طولی نکشید که حتی نتوانست به این ناچیز قطرات هم بسنده کند و درد کینه توزی هم برآن چیره شد .
این متون چیزی نبودند بجز زجه های مادرانی که آجزانه نظاره گر قطع عضو شدن عزیزانشان بودند و بسا کینه ها در میان سینه پنهان کردند و چگونه این جلادان که خود را به اصطلاح پزشکانی قسم خورده می نامند و قاضی نکونامها این منفورین رژیم دگربارداغی بر ریشه دردهایمان اضافه کردند
ویا در گوشه ای دیگر آیندگان فردای ایرانمان را دوباره به ناکرده جرمی به بند کشاندند و خانوادهایشان را آواره خیابانها به دنبال سرنوشت عزیزانشان و با تاسف تمام در این مدت آنچه از پیگیری های شبانه روزی نصیب خانواده های این دانشجویان شده، تماس تلفنی محدود و برگ زرد رنگ رسید اعلام حضور دانشجویان ( آنهم بدون ذکر شماره بند با اطلاعاتی ناقص و اتهاماتی جدید و شبهه برانگیز) در اوین؟
اوینی که در این چند سال اخیر به محل تشکیل کلاسهای دانشجویان تبدیل شده است
کسانی که تنها جرمشان باور کردن این شعار دهن پرکن است که کشور ما آزاد ترین کشور دنیاست و نیز با چشم صداقت خود به پیرامون می نگریستند و می پنداشتند در سرزمینی که از رئیس جمهور کشور شیطان بزرگ(به اصطلاح منفورین )برای سخنرانی در دانشگاههایش دعوت می شود، قطعا ًبرای کسانی که در این مرز و بوم زاده شده اند و سال هاست که غم این سرزمین را می خورند اندک مجالی هست تا از حقوق اولیه و انسانی خود اندک سخنی گویند، اما دریغا...!!!
در این میان آنچه ملت را بسیار متعجب و نگران کرده این است که ادامه آن بازداشت ها، شیوه برخورد با خانواده های دانشجویان از مصادیق کامل زیر پا نهادن حقوق اولیه انسانیست. آنهم متاسفانه ازجانب کسانی که ادعای حفاظت و صیانت از قانون را دارند و نیز با تأکید می توان گفت که محروم کردن دانشجویان از شرکت در امتحانات نیمسال تحصیلی و حضور درکلاس های درسشان خود مجازت نانوشته ای است که براین دانشجویان تحمیل می گردد که از دیگر نمونه های آشکار نقض قانون (قانون اساسی، فصل سوم حقوق ملت اصول 20,26,27,32,......) در این آزاد ترین کشور دنیای بدون دوجنسی ها !!! می باشد
چه گویم که هر لحظه یادآوری دیگر هموطنان سرمادیده که شب به صبح رساند نشان هم همانند مبارزه دیگریست بر علیه رژیم جنایتکارملایان بدون داشتن امکانات گرمائی برایمان بسی ناباوریست چرا که در همچون کشوری ثروتمند میبایست برای زنده ماندن هم دست و پنجه نرم کنند
آخر چطور میشود اینگونه وحشیانه انسانهائی را از حقوق اجتمائی مصلوب کرد
آخر به چه جرمی؟ انتقاد به تمامیت خواهی و استبداد به کدامین خطای ناکرده...
آیا این عدالت است آیا واقعا واژه ائی برایش وجود دارد آیا اینان به هچگونه مکتبی بجز وحشیگری خفته در قدرت مطلق مطعلقاند؟...
و یا رهبری که خدایش مینامند!!! براستی از کدامین منشائ خط میگیرند مگر اینان همان مردم عادی قبل از انتخابات نیستند...آیا در وجود تمام ایرانیان هم جنون وحشیگری نهفته است
اما نه فکر نمیکنم در ذهن هیچ انسان آزاده ائی اینگونه وحشیگری های ملایان قرون وسطائی جایگاهی داشته باشد.
البته میتوان از این منفور بودجه نویس مهرورز(احمدی نژاد) و دیگر جلادانش هم سپاس گذاری کرد که بار دیگر ملت ایران را با پیش بردن قدمی به آگاهی و فرهنگ به فراموشی سپردهشان برای شناسائی اسلام ناب محمدی و معرفینش نزدیک تر کرده و همچنین میکنند که در واقع رژیم منفور اسلامی خمینی این بوده و هست که اینگونه ملت عزیزمان را هر روزه به بازی مرگ و نابودی میکشانند.
ولی افسوس و صد افسوس گمان نمیکنم با آغاز سال 2008 میلادی هم برایمان سرنوشتی تازه رقم زده شود چرا که مردم ما هیچ تغییری نخواهند کرد و بلعکس بعبارتی بهتر پوست کلفت تر هم در برابر تمامی فشارهای اجتمائی اقتصادی و انواع محرومیت ها و اعمال اینگونه وحشیگری های قرون وسطائی شده اند چرا که اول میبایست برای بالا بردن فرهنگ این ملت تلاش کرد تا درخواست همکاری و همیاری و آزاده خواهی.
البته ناگفته نماند که از طرفی هم میبایستی به این ملت زجر کشیده حق داد چرا که این منفورین نفس در سینه هر منتقد و معترضی حبس میکنند
ولی با تمام این مسائل ایرانیان داخل و خارج از کشور این را فراموش نکنند که تا بر
اندازی حکومت این رژیم منفور از ایران عزیزمان خاموش نخواهیم نشست

رضا علیون